
فقط به خاطر عشق عزیزم
دوستت دارم
![]()






فقط به خاطر عشق عزیزم
دوستت دارم
![]()






عشق من از تحملت ممنونم
عشق آن است که بلبل با رخ گل می کند
صد جفا از خار میبیند تحمل میکند
گه تحمل میکند .گه تکیه بر گل میکند
عاشقی پنهان نماند .عاقبت گل میکند










آنکه در سیل سرشکم قدرت رفتن نهاد
نا توانی را چو زنجیری به پای من نهاد
گردن قمری ز طوق بندگی آزاد نبود
عشق را نازم که ما را طوق بر گردن نهاد.




((((كاش ميشد هيچ كس تنها نبود
كاش ميشد ديدنت رويا نبود
من دعاكردم براي بازگشت
دستهاي تو ولي بالا نبود
گفته بودي كه فردا ميرسي
كاش روز ديدنت فردا نبود))))

![]()





آهای تو که این همه دوری از من
این روز ها در حال عبوری از من
آهای تو که فکر می کنی سوزوندی
دار و ندارم و با دوری از من
ستاره ها می گن پشیمون شدی
می خوای بگی که غرق نوری از من

اگر بگریم گویند که عاشق است
اگر بخندم گویند دیوانه است
پس می خندم و می گریم
که بگویند یک عاشق دیوانست
*****
به عشق عادت نکنید با عشق زندگی کنید
![]()





عشق بيداد من
باختن يعني لحظه عشق
جان سرزمين يعني يعني
زندگي پاک من عشق ليلي و
قمار مجنون
در عشق يعني ... شدن
ساختن عشق
دل يعني
كلبه وامق و
يعني عذرا
عشق شدن
من عشق
فرداي يعني
كودك مسجد
يعني الاقصي
عشق من
عشق






تو مگه قسم نخوردی دلمو تنها نذاری
روبروم نشستی اما از غریبه کم نداری
روبروی من نشستی توی چشم تو ستاره
از صدای تو شنیدم که دلت دوسم نداره
دل تو تو آسمونا من به دنبال دل تو
تو به دنبال ستاره من به یاد قسم تو

تو مگه قسم نخوردی که دلمو تنها نذاری
هرگز از روز جدایی سخنی به لب نیاری
حالا روبروم نشستی حرف تو فقط جداییست
تو قسم نخورده بودی که یه دنیا بی وفایی
تو قسم نخورده بودی روزی عشق تو میمیره
نور یک ستاره شب جای مهتاب و میگیره 


نمي خواهم....
نمي خواهم به جز من دوست دار ديگري باشي
نمي خواهم براي لحظه اي حتي به فكر ديگري باشي
نمي خواهم صفاي خنده ات را ديگري بيند
نمي خواهم كسي نامش،بر لبهاي تو بنشيند
نمي خواهم به غير از من بگيرد دست تو دستي
نمي خواهم كسي يارت شود در راه اين هستي




عشق






ميدونم بر نمي گردي ميدونم
قول ميدم وقتي كه نيستي ،عكستو بغل نگيرم
قول ميدم روزي هزار بار واسه اشكات نميرم
قول ميدم وقتي كه نيستي،پاي عشق تو نسوزم
قول ميدم در انتظارت،چشمامو به در ندوزم
ميدوني كه خيلي خستم
ميدوني دلم گرفته
ميدوني تو اين عذابت
ميدوني گريم گرفته
ميدونم بر نمي گردي
ميدونم رفتي كه رفتي






دلم تحمل این همه دلتنگی و چشمانم طاقت این همه باریدن را ندارند






بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است .





و آنقدردرگفتن یک حرف حاشیه رفتم
وبه جای نوشتن تنها یک کلمه گوشه ی دفتر خاطراتت
شعرهای حاشیه ای نوشتم !!!!
تا عاقبت در حاشیه چشم هایت افتادم
حالا که حاشیه نشینی را تجربه می کنم
بگذارفقط یک حرف حاشیه ای دیگر بزنم
دوستت دارم...



نمی خواهم در آغوشت بگیرم
که می خواهم در آغوشت بمیرم
خدا را در قفای کاروانها
غریبی در بیابان جا نماند



